شهیدان کرمی
شرح زندگی،خاطرات وعکس های شهیدان زمان واحمدرضا کرمی
رهبر معظم انقلاب
دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است

سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ 1388/03/18 یعنی چهار روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری طی نامه‌‌ای به رئیس جمهور وقت، انتخابات 1384 را نیز زیر سؤال برد و خطاب به ایشان نوشت: «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از آنجا که انتخاب شما را، انتخابی ناسالم و بر اساس دوپینگ‌های خلاف قانون می‌دانست و بنابر دلایل دیگری که ذکر آن را در این نامه ضروری نمی‌داند، طی چهار سال که پست ریاست جمهوری را به ناحق! تصاحب کرده‌اید هرگز شما را مستقیماً مخاطب قرار نداده و از شما به عنوان رئیس جمهور نیز نام نبرده است.» گیرنده‌ این نامه چهار روز بعد با 25 میلیون رأی دوباره رئیس جمهور شد اما مدعیان انحصاری دموکراسی نه او ر‌ا رئیس‌جمهور دانستند و نه رأی را سالم قلمداد کردند. قطعاً نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی از این الگو برای روحانی استفاده نمی‌کنند؛ هم او را رئیس جمهور می‌دانند و هم به رأی مردم تمکین خواهند کرد. اما به واسطه آنچه در ادامه خواهد آمد و مبتنی بر «شالاتانیزم محاوره‌ای» و مواجهه‌ای که روحانی در انتخابات با نظام داشت، ما از الگوی آقای نوبخت استفاده می‌کنیم که در برنامه شناسنامه گفت: «‌ما هیچ موقع دلمان با رئیس‌جمهور سابق صاف نشد»، روحانی رأی آورد و رئیس‌جمهور است اما پیروز نشد. در فرهنگ ایرانی – اسلامی هیچ آورده‌ای پیروزی قلمداد نخواهد شد مگر با اخلاق، یک‌رنگی، صداقت و تواضع همراه باشد. بنابراین روحانی پیروز این صحنه نبود، پیروز کسی است که وقتی پایه‌های رأی را لرزان می‌بیند به هر دستگیره‌ای برای نجات دست نیندازد و هدف وسیله را توجیه نکند. قطعاً‌ روحانی در این چهار سال از کنش نفس لوامه عذاب خواهد کشید و این عذاب زمانی برافروخته خواهد شد که لباس پیامبر را در تن خود حس می‌کند. علاوه بر آن تفاوت رأی امسال روحانی با رأی 1392 بیش از 6 درصد یا حدود 5 میلیون نفر است. برای این پنج درصد چه‌ها که نکرد. او وقتی مشاهده کرد که عمل چهار ساله رأی را به 51 درصد قبلی هم نمی‌رسد از برائت از اعدام منافقین تا به کارگیری بیت امام، از بی‌بی‌سی فارسی تا آمدنیوز، از ظریف تا خاتمی و از تدلیس تا حمله به نهادهای دیگر، از چنگ‌اندازی به صورت نظام تا تهدید وحدت ملی، از تولید دهها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تا بیرون کشیدن هاشمی از قبر و... در دستور کار قرار داد. روحانی واقعاً یک هنرمند بزرگ است. زمانی که در بدو ورود به قدرت در سال 1392 اعلام کرد:«هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم» نمی‌دانستم که خود نیز به همین الگو پایبند است و این هنر را از زمانی که احساس کرد رأی به سختی در حال رشد است به کار گرفت و موفق شد. او الگوی خوبی برای رقابت ارائه کرد اما نه در چارچوب مردم‌سالاری دینی که در قالب دموکراسی غربی قابل بازنمایی است. اما منطق اینکه روحانی را هنرمندی چیره‌دست می‌دانیم چیست؟ اسناد این هنرمندی را چگونه باید رؤیت کرد.

- این هنر روحانی است که هم پرچمدار آزادی است و همزمان در همین انتخابات، دولت او ده‌‌ها شکایت از رسانه‌‌ها را به دادگاه فرستاد.

- این هنر روحانی است که در عین شعار:«تحریم‌های غیرهسته‌ای را هم ‌برمی دارم» به عنوان مقام عالی‌رتبه کشور ده‌ها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تولید کرد که می‌توان از آن به آزاد نبودن جوانان، دانشگاه‌ها، زنان و اعدام و زندان نام برد.

- این هنر روحانی است که با حملات به صدا و سیما، قوه‌قضائیه و نیروهای مسلح کلاه گشادی را بر سر رأی‌دهندگان گذاشت و آنان را از پرونده خالی و برنامه آینده دور کرد. اما اگر آن مجموعه‌ها هر اشکالی هم داشته باشند در فردای انتخابات ارتباطی به رئیس‌جمهور پیدا نخواهد کرد و کسی مطالبه‌ای از او نمی‌کند و قانون نیز وظیفه‌ای برای رئیس‌جمهور در این‌باره مشخص نکرده است.

- این هنر روحانی است که هر آنچه خود انجام می‌داد همزمان به رقیب نسبت می‌داد یا به رقیب درباره آن اعتراض می‌کرد.

- این هنر روحانی است که همزمان با اتصال یارانه میلیون‌ها نفری که قبلاً قطع کرده بود و افزایش یارانه سه برابری 6 میلیون نفر، در چشم رقیب زل می‌زد و می‌گفت: از کجا می‌خواهید یارانه بدهید؟ منابع از کجا می‌آورید؟

- این هنر روحانی است که به‌رغم به کارگیری همه مدیریت و منابع کشور به رقیب می‌گوید اتوبوس از کجا می‌آوری؟

- این هنر روحانی است که 49 ساعت از وقت صدا و سیما را اختصاصاً به خود و معاون پوششی‌اش اختصاص داده است (به جز اخبار) و شهر به شهر رفت و به صدا و سیما حمله کرد.

- این هنر روحانی است که به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی روی گسل‌های قومی و مذهبی کشور برای رأی حرکت کرد و حاضر شد وحدت ملی را فدای رأی کند.

- این هنر روحانی است که همه رسانه‌های فارسی‌‌زبان غرب و اپوزیسیون و ضد انقلاب از او حمایت کنند اما او داخل نظام محسوب شود. امثال آمدنیوز صدها تهمت و افترا به رهبری ببندند و از روحانی حمایت کنند.

- این هنر روحانی است که همزمان با حملات به بسیج و سپاه، وزیر خارجه و دیپلمات‌ها را که در شرایط مشابه نیروهای مسلح هستند در انتخابات به کارگیری شوند.

- این هنر روحانی است که بگوید «امام رضا را برایمان بگذارید» اما در یک اقدام بی‌سابقه بیت امام را به کار گیرد.

- این هنر روحانی است که نظام امام و حکم امام در اعدام منافقین را مورد حمله قرار دهد و همکار احمد منتظری شود اما بیت امام با وی همراهی و احمد منتظری هم از ایشان اعلام حمایت کند و جذب رأی منافقین و خانواده آنها را بر 17 هزار شهید ترور مقدم دارد.

- این هنر روحانی است که ابلاغیه تفکیک زن و مرد در نهادها و ادارات توسط دولت ایشان ابلاغ شود اما با صراحت اعلام کند «با تفکیک جنسیتی مخالفیم» و رقیب را به دیوارکشی بین زن و مرد متهم کند.

- این هنر روحانی است که در عین چرخش کلیپ مشاجره وی با شهید چمران در مجلس درباره تقاضای اعدام در نمازجمعه و همچنین تهدید بدحجابان، نظام را متهم به 38 سال اعدام و ممانعت از آزادی‌‌های اجتماعی کند.

- این هنر روحانی است که طراحان فتنه 1388 اتاق عملیات روانی وی را هدایت می‌‌کردند اما به کسانی که جرمشان فقط وزیر دولت سابق است، حمله کند.

این هنر روحانی است که جرم فریدون، ابلاغ حقوق‌های نجومی، صندوق ذخیره فرهنگیان را با نبات امام رضا (ع) می‌پوشاند.

- این هنر روحانی است که به‌رغم آنچه در سطور قبل آمد می‌تواند در اولین دیدار در چشمان رهبری نگاه کند و لبخند بزند.

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی. نیروهای انقلاب بر خلاف سازمان مجاهدین و دیگر اصلاح‌طلبان به رأی ملت تمکین می‌کنند و مسئولانه می‌پذیرند اما منبعد روحانی را با الفاظی همچون «جناب روحانی»، «آقای روحانی» و «دکتر روحانی» خطاب خواهند کرد و هرگز احتیاطاً لفظ «حجت‌الاسلام» را دیگر استفاده نخواهد کرد. مهم‌ترین شاخه اجتماعی علمای شیعه، دوری از زخارف دنیا و آمیختگی زبان و عمل به اخلاق و دوری از خصایصی است که به قدرت اصالت می‌دهد. اما او تا گاو و ماهی تاخت و تا آنجا پیش رفت که مورد اعتراض اصلاح‌‌طلبان معتقد به نظام و خبرگان قرار گرفت. او رأی‌ آورد اما پیروز نشد. اگر او را پیروز بدانیم دموکراسی غربی را جایگزین مردم‌سالاری دینی کرده‌ایم.

*عبدالله گنجی


 ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ    یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

عبید زاکانی حکایت می‌کند؛ مردی از کسی چیزی خواست. او را دشنام داد! گفت: مرا که چیزی ندهی چرا دشنام رانی؟ گفت: خوش ندارم که تهی‌دست روانت سازم! این حکایت، داستان توده‌های مردم و برخی سخنان نامزدهای دولتی در مناظره دوم انتخابات است. پاسخ‌های آقای روحانی و جهانگیری برای شمار زیادی از مردم که پای تلویزیون نشسته بودند تا ببینند نامزدهای انتخابات چه حرف و طرح و برنامه‌ای برای حل مشکلات ریز و درشت آنان دارند، از این جنس بود. وقتی صحبت از وارد کردن پوشاک از سوی دختر یکی از وزرای دولت شد، آقای جهانگیری ژستی حق به جانب گرفت و با لحنی طلبکارانه گفت؛ دختر آقای وزیر کارشناسی ارشد داشته و بیکار بوده و دنبال کار شرافتمندانه‌ای رفته و 200 میلیون تومان پوشاک وارد کرده است. مردم مظلومیت دولت را ببینید!
 لحن معاون اول رئیس جمهور –که به عنوان نامزد مسلط بر آمار و ارقام وارد گود شده تا رئیس خود را یاری کند- در بیان رقم ارزش این محموله پوشاک به نحوی بود که اصلاً 200 میلیون تومان هم پول است که شما حرفش را می‌زنید؟! البته باید حق را به ایشان داد. وقتی بیش از 10 هزار میلیارد تومان از پول فرهنگیان در دولت یازدهم از سوی یک گروه 30 نفره و فامیلی خورده می‌شود و رئیس دولت آن را معوقه می‌نامند، صحبت کردن از واردات 200 میلیون پوشاک بچگانه، بیشتر شبیه شوخی است. بدون شک بسیاری از مخاطبان درک درستی از 10 هزار میلیارد تومان در ذهن ندارند و البته خرده‌ای نیز به آنها نمی‌توان گرفت! با 10 هزار میلیارد تومان می‌شود 100 بیمارستان پیشرفته (هر کدام 10میلیارد) ساخت، 20هزار کتابخانه (هر کدام 500 میلیون)، حدود 700 دانشگاه(هر کدام 15 میلیارد)، وام ازدواج 10میلیونی به یک میلیون جوان، ایجاد شغل خانگی برای 2میلیون نفر (هر نفر 5 میلیون وام)، وام 10 میلیونی به‌هر معلم و... اما در این صندوق فردی تنها با ارائه سه فقره چک به عنوان ضمانت 800 میلیارد تومان وام دریافت کرده است. مظلومیت دولت را ببینید!
البته اگر چنین رسوایی‌هایی رخ ندهد جای تعجب دارد. وزیر یا باید به حوزه عریض و طویل و دارای هزار و یک مشکلش بپردازد و یا حواسش به تجارت خانوادگی‌اش باشد که فلان محموله با برند ایتالیایی از چین بارگیری شد یا نشد؟ رسید یا نرسید؟ وضع دخل چندین فروشگاه شمال تهران در چه حال است؟ خدا خیرشان بدهد. نه تنها به فکر آموزش و پرورش بچه‌های مردم هستند، برای تامین لباس کودکان هم دغدغه دارند! حال جناب آقای وزیر شاکی نیز شده و از صداوسیما درخواست وقت برای دفاع کرده است. ‌ای کاش وقت بدهند و در کنارش چند تصویر هم از فروشگاه‌های خانوادگی ایشان را نشان ملت بدهند تا بیش از پیش با عمق مظلومیت دولت آشنا شوند! بد نیست متن اصل 141 قانون اساسی هم همزمان زیرنویس شود که وزیران به صراحت از ریاست و مدیریت عامل یا عضویت در هیئت مدیره انواع مختلف شرکتهای خصوصی منع شده‌اند.
از آن جالب‌تر و قابل تامل‌تر سوالی بود که نصیب آقای روحانی شد و این هم از لطایف چرخ روزگار است که از میان 6نامزد و 6 سوال، باید سوال ساده زیستی و آقای روحانی به هم برسند و پاسخ‌های ایشان نیز از همان جنس بود که مخاطبین دست خالی نروند! آقای روحانی در پاسخ به این سوال از شفافیت گفت؛ باید شبکه‌ای ایجاد کنیم که در آن همه چیز شفاف باشد. در این زمینه دولت به دنبال قانون شفافیت و اجرای آن است آیین‌نامه‌های آن را نیز نوشته و دستگاه‌ها در حال آموزش در این زمینه هستند. چنانچه همه چیز شفاف باشد در آن زمان اعتماد، ‌اطمینان و ساده‌زیستی حاصل می‌شود.
دولت یازدهم و شفافیت هم از آن حرفهاست! دولتی که به پرونده همه چیز مهر محرمانه می‌زند – از قرارداد با خودروساز فرانسوی تا ضمائم و پیوست‌های محرمانه برجام- چطور می‌تواند دم از شفافیت برای رسیدن به ساده‌زیستی بزند؟! دولتی که عمرش به پایان رسید و دو تن از وزرایش هنوز لیست اموال خود را اعلام نکرده‌اند، دولتی که کل خانواده یکی از وزرایش ساکن ایتالیا هستند، و بالاخره دولتی که نامش با حقوق‌های نجومی گره خورده است، با چه رویی از راه‌های رسیدن به ساده‌زیستی می‌گوید؟ تعریف آنها از ساده‌زیستی چیست؟!
این همان دولتی است که وقتی بعد از 10 سال قانون رسیدگی به اموال مسئولان و مدیران در مجمع تشخیص آن دوره تصویب شد و برای انتشار دهندگان آن زندان و شلاق تعیین کردند، سخنگوی رسمی دولت از این قانون حمایت کرد! و مدعی شد؛ مقتضی نیست مردم بدانند مسئولان چند جفت کفش دارند! از این دولت انتظار دارید لیست اموالش را به مردم اعلام کند؟ ساده‌زیست باشد؟ درد مردم را بداند؟ هرکسی هم حرفی از مردم و دردشان بزند، به سرعت برچسب پوپولیست می‌خورد و کم هم نیستند مسئولان و کارشناسان و رسانه‌هایی که به میدان بیایند و با تکبر و ژست‌های همه‌چیزدانی، آرمان رسیدگی به محرومان را پای میز محاکمه و توبیخ بکشند.
همین متکبران وقتی نوبت به خارجی‌ها می‌رسد چنان متواضع و خاشع می‌شوند که گویی بدهکاری خاصی به چشم آبی‌ها دارند. اگر کسی به برجام بگوید بالای چشمت ابرو، آقایان در وزارت خارجه حتی جمعه‌ها نیز در آماده‌باش هستند تا به خیال خودشان توی دهان بی‌سوادها و بی‌شناسنامه‌ها بزنند که مبادا گردی به دامن آفتاب تابان دولت بنشیند، اما اگر وزیر خارجه فرانسه در سفر سه ماه پیش خود به تهران، در پاسخ به این سوال که نگران واکنش ایران به همزمانی سفرتان با رزمایش مشترک فرانسه و آمریکا و چند کشور دیگر در خلیج فارس نیستید، بگوید؛ «خیر! دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئنم که هیچ اعتراضی در جلسات فردا هم  نخواهیم شنید» صدا از سردر باغ ملی درمی‌آید اما از قهرمانان دیپلماسی هرگز! خدا بر درجات امام راحل بیفزاید که می‌فرمود؛ «خاصیت حکومت رفاه‌طلبان است که در مقابل سفارتخانه‌های خارجی ذلیل بودند و در مقابل رعیت خودشان و قشر محرومین با کمال قلدری رفتار می‌کردند.»
دولت پس از چهار سال، همچنان مدعی آواربرداری است اما واقعیت آن است که عملکرد این دولت خود بزرگ‌ترین آوار است؛ معلمان زیر آوار صندوق ذخیره فرهنگیان، تولیدکنندگان شریف زیر آوار تعطیلی صنایع، کارگران زیر آوار واردات بی‌رویه، منتقدان زیر آوار فحاشی و شکایت، کارمندان زیر آوار حقوق‌های نجومی، جوانان زیر آوار بیکاری و...
وقتی جان برنان رئیس سابق سیا درباره سرنوشت و ارزیابی مردم از دولت یازدهم ابراز نگرانی کرد، عده‌ای پرسیدند و تحلیل کردند که چرا باید رئیس سیا از دولتی در ایران حمایت کند؟ اما وقتی به حجم و وزن آواری که مسبب آن هستند نگاه کنیم، سوال درست این می‌شود؛ چرا نباید رئیس سیا از این دولت حمایت کند؟! دولت یازدهم راست می‌گوید و ایران را به جامعه بین‌المللی بازگردانده است. همه از دولت اعتدال راضی هستند؛ از کارگران چینی گرفته تا بازرگانان ایتالیایی، صنعتکاران فرانسوی و حتی رئیس سیا! چه؟ معدنچیان آزادشهری که ماه‌ها حقوق عقب افتاده داشتند؟! نباید سخت گرفت و امید و شادی جامعه را خدشه‌دار کرد. حادثه است دیگر، پیش می‌آید. سر برجام سلامت!                                 

محمد صرفی


 ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ    یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٦

در حکایت‌ها آمده است؛ شخصی ابلیس - یعنی همان شیطان بزرگ - را در خواب دید که طناب‌های کوتاه و بلند فراوانی به دست دارد. با تعجب پرسید؛ اینهمه طناب برای چیست؟ ابلیس گفت؛ هر یک از این طناب‌ها را به گردن یکی از بندگان خدا می‌اندازم و آنها را از صراط مستقیم منحرف کرده و به سوی خود می‌کشانم. طرف که حیرتش به کنجکاوی تبدیل شده بود، پرسید؛ کدامیک از این طناب‌ها را برای من در نظر گرفته‌ای؟ شیطان بزرگ خندید و گفت؛ تو که خودت با پای خود به سوی من آمده‌ای دیگر نیازی به طناب و کش و واکش نداری! این طناب‌ها برای کسانی است که در مقابل من مقاومت می‌کنند و حاضر به رویگردانی از صراط مستقیم نیستند.

گفته‌اند - و حکیمانه نیز هست - که در مثل مناقشه نیست و از این روی خطاب به کسانی که ادعا می‌کنند برجام سایه جنگ را از سر ملت دور کرده است باید گفت؛ وقتی آنچه را که آمریکا و متحدانش در پی آن بوده‌اند، بی‌چون و چرا به آنها تحویل داده‌اید، دیگر چه نیازی به حمله نظامی دارند؟! ماجرای شما شبیه داستان کسی است که با افتخار می‌گفت؛ همیشه در همه دعواها و منازعات، بنده حرف آخر را می‌زنم! پرسیدند؛ حرف آخرت چیست که طرف مقابل را وادار می‌کند دست از نزاع بردارد و به نفع تو کنار بکشد؟!  طرف پاسخ داد؛ می‌گویم؛ بله قربان! حق با شماست، بنده اشتباه می‌کنم! بفرمائید هر چه دلتان می‌خواهد انجام بدهید!
حالا خودتان قضاوت کنید؛
- وقتی آنهمه امتیاز نقد را یکجا و بی‌چون و چرا تحویل حریف می‌دهید و در مقابل، فقط یک مشت وعده نسیه می‌گیرید که حریف همان وعده‌های نسیه را هم یکی پس از دیگری انکار می‌کند و به قول خودتان دبه درمی‌آورد، و شما کمترین واکنشی نشان نمی‌دهید! آیا برای حریف پیام ضعف و زبونی نفرستاد‌ه‌اید؟!
- و یا در حالی که آمریکا روی فشار اقتصادی به کشورمان اصرار می‌ورزد و با تحریم‌های پی در پی به مقابله با ایران اسلامی آمده است، ادعا می‌کنید «خزانه خالی است»!  حریف  را به ادامه فشار اقتصادی تشویق نکرده و پیام نداده‌اید که «خوش به نشان آمده است»!
-  و یا هنگامی که می‌فرمائید؛ آمریکا می‌تواند با یک بمب و ظرف 5دقیقه تمام تأسیسات نظامی ما را ویران کند و از کار بیندازد! آیا مفهومی غیر از این دارد که دستهایتان را در مقابل آمریکا به نشانه تسلیم بالا برده‌اید!
- و یا وقتی با صدای بلند اعلام می‌کنید که دنیای امروز، دنیای مذاکره است و نه موشک، آیا غیر از این است که به حریف پیغام می‌دهید؛ نگران موشک‌های ما نباش، همه را از بین می‌بریم!
- و در حالی که گسترش تولید می‌تواند باطل‌السحر تحریم‌ها باشد، فلان مدیر ارشد دولت شما توان تولید ایرانی‌ها را در حد پختن آبگوشت بزباش و خورشت قرمه‌سبزی معرفی می‌کند، آیا از این طریق برای آمریکا پیام فلاکت نفرستاده‌اید؟
- و یا در حالی که بیکاری بلای جان مردم شده است و شما در همان حال کترینگ قطارهای مسافربری را به شرکت‌های اتریشی می‌دهید، ساخت آزادراه شمال را به ایتالیایی‌ها می‌سپارید و با افتخار اعلام می‌کنید باید مدیر هم از خارج وارد کنیم! تصویری از ورشکستگی و ناتوانی به حریف ارائه نکرده‌اید؟
- و یا در حالی که آمریکا و متحدانش به شدت از اقتدار منطقه‌ای ایران به‌وحشت افتاده‌اند، آقای کرباسچی برای افتتاح ستاد انتخاباتی رئیس‌جمهور به اصفهان می‌رود و در آنجا حضور رزمندگان اسلام در منطقه را مورد حمله قرار می‌دهد، آیا اظهارات ایشان برای حریف به معنای آن نیست که نباید نگران مقابله جمهوری اسلامی ایران  با داعش باشند؟! و این مفهوم را القاء نمی‌کند که  دولت در پی آن است تا اصلی‌ترین مانع پیش‌روی تروریست‌ها را کنار بزند و راه را برای ورود تکفیری‌ها به داخل کشور هموار سازد
 و... دهها و صدها نمونه دیگر از این دست که فهرست آن نیز مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود.
دیروز آقای مجید انصاری معاون پارلمانی دولت در مراسم روز کارگر، ادعای همیشگی آقای رئیس‌جمهور و برخی دیگر از دولتمردان را تکرار کرده و گفته است؛
«مردم با انتخاب دولت تدبیر و امید و تیمی که می‌تواند با دنیا صحبت کند، سایه جنگ را از سر کشور دور کرده‌اند»!
حالا باید از دولت محترم درخواست کرد که به این پرسش‌ها پاسخ بدهد؛
1- با توجه به انبوه امتیازاتی که به آمریکا داده‌اید و آنهمه اظهار عجز و ناتوانی که از خود نشان داده‌اید و کشور و مردم را با بسیاری از مشکلات کمرشکن که ایده‌آل آمریکا بوده و هست روبرو کرده‌اید و به همه باج‌خواهی‌های آمریکا تا آنجا که در اختیار شما بود تن داده‌اید و ... بفرمائید آمریکا برای چه باید به ایران اسلامی حمله کند؟ و آیا داستان شما مصداق همان شخص یاد شده در حکایت اول این وجیزه نیست که شیطان بزرگ برای کشیدن او به سوی خود نیازی به طناب نداشت؟! خودتان قضاوت کنید! دقیقا به علت همین وادادگی و بالا بردن دست‌ها در مقابل آمریکاست که مقامات آمریکایی‌ و از جمله اوباما، با افتخار می‌گوید بدون شلیک یک گلوله و فقط با غلاف‌ خالی اسلحه ایران را وادار به تسلیم کردیم!
آقای روحانی!  آیا به خاطر دارید که مقامات غربی از حضرتعالی چه ارزیابی تأسف‌آوری داشتند. به عنوان مثال، تفسیر رادیو فرانسه را به یاد می‌آورید که با وقاحت اعلام کرده بود «روحانی فروشنده بدهکاری است که خود را ناگزیر از فروش منافع ملی کشورش می‌داند» و توصیه کرده بود «هر چه در انجام توافق صبر بیشتری داشته باشیم وضعیت این فروشنده دشوارتر و در نتیجه قیمت فروش پایین‌تر خواهد آمد».
آقای رئیس‌جمهور، این برداشت رادیو فرانسه از برخورد جنابعالی با آمریکا و متحدانش مربوط به تاریخ 19 مهر 1392 یعنی در آغاز به کار دولت شماست. اکنون به کارنامه 4 سال گذشته نگاهی بیندازید و خودتان قضاوت بفرمائید که آیا منافع ملی کشورتان را با ارزان‌ترین قیمت - بخوانید در برابر تقریبا هیچ- به دشمن واگذار نکرده‌اید؟!  به بیان دیگر، دولت شما بدون اینکه آمریکا نیازی به جنگ داشته باشد و به قول اوباما، فقط با غلاف خالی اسلحه، آنچه را می‌خواسته بدست آورده است.
2- آقای روحانی می‌فرمایند برجام، سایه جنگ را از سر ملت دور کرده است! که باید پرسید؛ مگر هدف از توافق هسته‌ای و برجام، دور کردن سایه جنگ بود؟ شما رفته بودید که تحریم‌ها را لغو کنید و 4 سال تمام همه امکانات و ظرفیت‌های کشور را در این مسیر به کار گرفتید و اکنون با دست‌های تقریبا خالی و یا به قول رئیس کل محترم بانک مرکزی، با «دستاوردهای تقریبا هیچ» از راه آمده‌اید. حضرتعالی بارها وعده لغو تحریم‌ها را داده بودید و آن روزها که تصور می‌کردید از برجام چیزی عاید ملت می‌شود، هیچ سخنی - حتی یک کلمه - از سایه جنگ که قرار است رفع شود بر زبان نیاورده بودید. به عنوان مثال و فقط به عنوان یک نمونه، حضرتعالی بعدازظهر روز سه‌شنبه 23 تیرماه 94 در سالن اجلاس سران، با افتخار و مباهات خطاب به ملت فرمودید؛
«امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم تمام تحریم‌ها، حتی تحریم‌های موشکی، تسلیحاتی و اشاعه‌ای به صورتی که در قطعنامه بوده لغو می‌شود»! و تاکید کردید «تمام تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای، مالی، حمل و نقل، پتروشیمی، فلزات سنگین و تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم تسلیحاتی نیز کنار گذاشته می‌شود»! و...
اگر هدف از برجام، دور کردن سایه جنگ بود، چرا آن روز کمترین اشاره‌ای به آن نکردید؟ و با افتخار از لغو همه تحریم‌ها خبر دادید؟!  و امروز که می‌بینید دستاورد برجام «تقریبا هیچ» بوده است، پای سایه جنگ را به میان می‌کشید و اصرار دارید این تلقی موهوم و دروغ را دستاورد برجام معرفی کنید! برای این پرسش منطقی که به اسناد آن اشاره شد چه پاسخی دارید؟!
3- دولت یازدهم نه فقط سایه جنگ را دور نکرده است، بلکه با اظهار عجز و ناتوانی و امتیاز دادن‌های فراوان به حریف، دندان طمع دشمن را تیز کرده و سایه جنگ را که فرزندان جان برکف این مرز و بوم از مرزهای ایران اسلامی دور کرده بودند، به ایران نزدیک کرده است و اگر ترس آمریکا از مقابله جانانه مردم حاضر در صحنه و رزمندگان فداکار نبود، با توجه به ضعف فراوانی که دولت شما در مقابل آمریکا از خود نشان داده است، لحظه‌ای در تصمیم‌ به حمله نظامی درنگ نمی‌کرد. به بیان دیگر دولت آقای روحانی با ابراز ضعف و ناتوانی در مقابل آمریکا و متحدانش، آنان را به حمله نظامی تشویق هم کرده است ولی آمریکا به خوبی می‌داند که در ایران با مردم پاکباخته و رزمندگان از جان گذشته طرف است که جرأت حمله ندارد و نه با برخی از دولتمردان - فقط برخی از آنها - که حاضرند از ترس مرگ خودکشی کنند.

حسین شریعتمداری


 ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ    شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
دولت آقای روحانی برای ادامه حضور خود در دوره دوم ریاست‌جمهوری به ترفندی متوسل شده است که کارشناسان علوم سیاسی از آن با عنوان «دوگانه فریب» یاد کرده و درباره بهره‌گیری دولت‌ها از این ترفند هشدار می‌دهند. توضیح آن که؛ وقتی یک دولت در دور اول حاکمیت خود با ناکامی روبرو می‌شود و از عهده وعده‌هایی که به ملت داده است برنمی‌آید به طور طبیعی و منطقی، احتمال موفقیت خود در کسب دوباره آرا مردم را ناچیز می‌داند. در این حالت دولت ناکارآمد برای عبور از بن‌بست پیش روی خود به دو گزینه متوسل می‌شود؛
اول: ادعا می‌کند وعده‌هایی که داده است، راه‌کارهای درازمدت دارند و مردم اگر خواستار تحقق وعده‌ها هستند باید به دولت اجازه بدهند در دوره دوم حاکمیت خود به این وعده‌ها جامه عمل بپوشاند! دولت کنونی بهره‌گیری از این شاخه ترفند «دوگانه فریب» را نزدیک به 4 ماه است که آغاز کرده و با کلید‌واژه «نیمه راه»! به عرصه آورده است. این روزها به فراوانی در ادبیات رئیس‌جمهور، برخی دولتمردان و روزنامه‌های زنجیره‌ای شنیده و دیده می‌شود که ادعا می‌کنند، دور اول ریاست‌جمهوری در دولت یازدهم، زمینه‌ساز دوره دوم است و چنانچه آقای روحانی برای دور دوم ریاست‌جمهوری انتخاب نشود، وعده‌های نیمه‌کاره - بخوانید برزمین مانده - به سامان و نتیجه مطلوب نخواهد رسید. دولت با بهره‌گیری از این شاخه ترفند یاد شده ضمن آن که ادامه حضور خود بر مسند ریاست‌جمهوری دوازدهم را ضروری معرفی می‌کند، وعده‌های بر زمین مانده را نیز به «وعده‌های نیمه‌کاره» یا «نیمه‌تمام»! تغییر نام می‌دهد و از این طریق سعی در القاء این توهم دارد که وعده‌های داده شده طی 4 سال گذشته، «رها شده»! نبوده‌اند، بلکه دولت برای تحقق آن اقدامات اولیه را انجام داده و در انتظار عملیاتی کردن نیمه دیگر در دوره بعدی ریاست‌جمهوری است!
بهره‌گیری دولت از این ترفند در حالی است که آقای رئیس‌جمهور و برخی دیگر از دولتمردان ایشان - و نه همه آنها - تاکید داشته‌اند که وعده‌ها را در یک فاصله زمانی کوتاه - از جمله فاصله 100 روزه - تحقق خواهند بخشید!  ضمن آن که بسیاری از وعده‌های مورد اشاره، از نوع وعده‌هایی نیستند که نتیجه آن فقط هنگامی به دست می‌آید،  که به طور کامل اجراء شده باشند. مثلا مقابله با بیکاری که از وعده‌های اصلی رئیس‌جمهور بوده است باید نتیجه آن از آغاز اجراء قابل دیدن باشد. یعنی، همانگونه که ایشان وعده داده بود، همه ساله حداقل یک میلیون شغل ایجاد شود و دامنه آن در سال‌های بعد گسترش بیشتری پیدا کند، نه آن که، به جای ایجاد اشتغال بر دامنه بیکاری افزوده شود، که شده است! و یا وعده لغو تحریم‌ها که رئیس‌جمهور محترم زمان انجام آن را در همان اولین روز اجرایی شدن برجام داده بود که تاکنون نه فقط تحریمی برداشته نشده، بلکه تحریم‌های دیگری نیز به آن افزوده شده است.
کوتاه سخن آن که وعده‌های فراوان رئیس‌جمهور از نوع ساختن مثلا فلان نیروگاه یا فلان سد نبوده است که در پاره‌ای از موارد، تحقق آن به زمان بیش از 4 سال نیاز داشته باشد!
دوم: شاخه دیگر ترفند «دوگانه فریب» ترساندن مردم از روی کار آمدن فلان رقیب یا رقبای انتخاباتی است. همان نکته که در مناظره دیروز ،آقای رئیسی با هوشمندی به آن اشاره کرد.
دولت یازدهم به جای آن که برای جلب آراء مردم در دور دوم ریاست‌جمهوری نشانه‌هایی از کارآمدی خود را ارائه بدهد، دست خالی و کارنامه بدون دستاورد خود را با تهدید مردم  به حمله نظامی دشمنان بیرونی تاخت می‌زند و ادعا می‌کند که مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم با دو جریان روبرو هستند، یک جریان که در پی«آسایش و آرامش و امنیت» مردم است و جریان دیگر که معتقد به سخت‌گیری و تنش و ناآرامی است! و در یک کلام اگر به رئیس‌جمهور کنونی رأی ندهید سایه جنگ را بر سر خود خواهید داشت!  دولتمردان به این پرسش پاسخ نمی‌دهند که آیا اظهار ضعف و ترس داخلی‌ها دشمن را به تجاوز نظامی تشویق می‌کند یا مشاهده اقتدار نظام و ایستادگی مردم؟!  که در این خصوص روز چهارشنبه هفته گذشته در یادداشتی با عنوان «طناب شیطان» به آن پرداخته‌ایم و تکرار آن را ضروری نمی‌دانیم.
و در پایان این وجیزه باید گفت؛ تاریخ گذشته و معاصر پر است از نمونه‌هایی که در آن ملت‌ها از این ترفند فریب‌خورده و در نتیجه با فاجعه‌های دردناک روبرو شده‌اند که در این مختصر به چند نمونه بسنده می‌کنیم؛
1- با عرض پوزش از دولت محترم و بی‌آن که خدای نخواسته قصد اهانتی در میان باشد، در صدر اسلام، کسانی که حاکمیت اشرافی خود را در خطر می‌دیدند، این توهم را القاء می‌کردند که علی(ع) سخت‌گیر است و نمی‌گفتند که سخت‌گیری مولای ما در مقابل غارتگران بیت‌المال و متجاوزان به جان و مال و ناموس مردم است وگرنه حضرت امیر علیه‌السلام برای دلجویی از فلان کودک یتیم، او را بر پشت خویش می‌نشاند و یا در مقابل زورگویی به یک دختر مسیحی، چهره مبارک خویش به آتش نزدیک کرده و می‌فرمود اگر کسی از این غصه بمیرد، ملامتی بر او نیست.
2- در عصر حاضر، لیبی نمونه عبرت‌انگیز دیگری است. قذافی تمامی تاسیسات هسته‌ای خود را بار کشتی کرده و به آمریکا فرستاد. در ماجرای لاکربی نزد آمریکا و انگلیس سر تعظیم فرود آورد و پای کلان سرمایه‌داران غربی را به لیبی باز کرده و منافع مردم این کشور را به تاراج گذاشت و در وادادگی و کاسه‌لیسی آمریکا هیچ فرصتی را از دست نداد و نتیجه آن شد که می‌بینیم.
3- محمد مرسی، رئیس‌جمهور برآمده از انقلاب مصر، نمونه مثال‌زدنی و عبرت‌انگیز دیگری است. مرسی به جای تکیه بر خواست مردمی که او را به ریاست‌جمهوری رسانده بودند، از آنان روی گردانده و تا آنجا پیش رفت که برای شیمون‌پرز، رئیس‌جمهور وقت رژیم صهیونیستی سفیر ویژه فرستاد و او را که دشمن قسم‌خورده مردم کشورش بود «برادر عزیز»! خطاب کرد. در اولین سفر خارجی خود به آستان‌بوسی حکومت آمریکایی آل‌سعود رفت! دست آمریکایی‌ها که بیشترین جنایات را علیه مردم مصر مرتکب شده بودند به بهانه تعامل در این کشور باز گذاشت و سرانجام مردم مصر را با فاجعه السیسی روبرو کرد.
... و این قصه سر دراز دارد.

حسین شریعتمداری

 ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ    شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
 ٩:٤۸ ‎ق.ظ    شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

کارگردان فیلم تبلیغاتی آقای روحانی در سال 92 در اعترافاتی تکان دهنده از چگونگی ساخت آن فیلم و نمایش نامزد انتخابات در آن گفت و تأکید کرد؛ با سیطره رسانه‌ها، آدم‌هایی انتخاب می‌شوند که به شومن و بازیگر نزدیک‌ترند تا یک سیاستمدار!

تصور کنید یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در جریان تبلیغات خود با ارائه نماد یا جملاتی از جنس «کلید» توجه شما را معطوف به خود کند و مجاب شوید که صاحب این جملات پر زرق و برق به درک درستی از نیازهای شما رسیده و انتخاب وی شما را به مقصد مطلوب می‌رساند . 4 سال بعد اما ، پس از پایان دوره مدیریتی وی و رنگ باختن تاثیر آن جملات و نشان‌ها و نمادها ، بفهمید که همه آنچه که از نامزد منتخب خود در زمان تبلیغات انتخاباتی دیده و شنیده بودید ، نه متعلق به وی بلکه دیالوگ‌هایی نوشته شد بر‌اساس سناریوی یک «نویسنده و کارگردان» بوده و شما در واقع مسحور و مجذوب یک اثر سینمایی با بازی گیرا و سناریویی جذاب شده اید ، چه احساسی پیدا می‌کنید ؟
 وقتی بفهمید که وی همچون بازیگران، لزوما اعتقادی به محتوای دیالگوهای نقش خود نداشته و حتی بعضا آن را «لوس» هم می‌پنداشته اما برای رسیدن به هدف خود که جلب توجه شماست آن را به بهترین شکل ممکن بیان کرده، احساساتان چیست ؟
 حالا وقتی بدانید همین فردی که با استفاده از تکنیک سینما نقش یک رئیس‌جمهور با برنامه و آگاه از نیازهای مردم و ناجی مشکلات کشور را برایتان ایفا کرده‌، اما شما شعارها و وعده هایش را واقعی انگاشته بودید و به وی اعتماد کرده بودید، دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شده! حالتان چگونه می‌شود ؟
حسین دهباشی سازنده فیلم‌های تبلیغاتی حجت‌الاسلام روحانی در سال 92  در گفت‌وگویی که اخیراً انجام داده زوایای جالبی از این فیلم‌های تبلیغاتی و به طور کلی فیلم آقای روحانی در سال 92 افشا کرده است.
او در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید: «هیچ کس تصور نمی‌کرد آقای روحانی رئیس‌جمهور شود بنابراین کسی اطراف او نبود چون کسی احتمال نمی‌داد رئیس‌جمهور شود لذا من رئیس‌تبلیغات شدم؛ چون کسی طمع در این نداشت که با آقای روحانی عکس یادگاری داشته باشد چون تصور نمی‌کرد اقبالی داشته باشد.»
دهباشی همچنین با این بیان که متن‌های سخنرانی حجت‌الاسلام روحانی را در سال 92 می‌نوشته است، خاطرنشان می‌کند: 27-28 جمله طراحی شده بود که قرار بود آقای روحانی بگوید. مثلاً جمله‌ «هم چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد هم چرخ زندگی مردم» را من طراحی کرده بودم و می‌خواستیم به هر صورت که شده آقای روحانی بگوید. همچنین من جمله‌ «من سردار نیستم، وکیلم» را طراحی کرده بودم که آقای روحانی کمی آن را اصلاح کرد و گفت: «من سرهنگ نیستم، حقوقدانم» این جملات برای من بود.
دهباشی همچنین به روز حضور حجت‌الاسلام روحانی در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو اشاره می‌کند و می‌گوید: در این برنامه بنایمان این بود که وقتی مقابل آقای عابدینی(مجری) قرار گرفت، هرچه عابدینی می‌گوید رها کنیم و به تلویزیون حمله کنیم!
سازنده فیلم تبلیغاتی روحانی در سال 92 همچنین تاکید می‌کند که برخی موارد به نظر او ابتدا ضدتبلیغ می‌آمده ولی بعدا فهمیده اشتباه کرده است.
دهباشی معتقد است که اصرار بر «کلید» خوب نبود و به جوک تبدیل شد؛ او همچنین روایت می‌کند که حجت‌الاسلام روحانی «وقتی منزل بودیم و صحبت می‌‌کردیم، اشاره کردند با رنجیدگی به برخی افراد و می‌گفتند کار «خیلی لوس»ی بود».
مسئول تبلیغات ستاد روحانی در سال 92 در ادامه نکته بسیار مهمی راجع به جملاتی که حجت‌الاسلام روحانی در فیلمی که در ماشین نشسته و جملاتی راجع به جامعه می‌گوید، بیان کرده است. او اولاً می‌گوید که روحانی پیشنهاد من در این زمینه را قبول کرد، ابتدا می‌خواستیم خودش پشت فرمان بنشیند ولی گفت که خیلی وقت است پشت فرمان ننشسته لذا من پشت فرمان نشستم.
دهباشی درباره این جمله روحانی در آن فیلم که می‌گفت: «من سالهاست که وقتی بین منزل و اداره تردد می‌کنم و مردم را می‌بینم و چهره‌ها را مطالعه می‌کنم می‌بینم چقدر گرفته و چقدر عبوس است و خنده در چهره‌ها نیست»؛ تاکید می‌کند که این جمله هم متعلق به روحانی و واقعی نبوده بلکه این جمله را خودش (دهباشی) به او یاد داده است تا بگوید!
وی در بخش دیگری از این گفت‌وگوی خود رسما تاکید می‌کند که روز به روز و با سیطره رسانه‌ها آدمهایی انتخاب می‌شوند که به شومن و بازیگر نزدیکترند تا یک سیاستمدار!
دهباشی نهایتاً تاکید می‌کند که اگر سال 92 دوباره بازمی گشت شاید اساساً فیلمی برای روحانی نمی‌ساخت!
کارگردان فیلم‌های تبلیغاتی روحانی در سال 92 پس از انتشار این گفت‌و‌گو مورد هجمه و توهین حامیان دولت در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت و ناچار شد به خاطر بیان آنچه که خود بیان «بی موقع و نا بجا»ی خاطرات عنوان کرده عذرخواهی کند، اما وی تنها گوشه‌ای از طراحی نمایش‌های فریبنده در کمپین روحانی برای کسب رای را افشا کرده است.
طبق اطلاع کیهان یکی از مجریان صدا و سیما در بیان چگونگی ضبط یکی از برنامه‌های تبلیغاتی روحانی در سال 92، به رفتار عجیب و غریب یکی از مشاوران وی در هنگام ضبط برنامه اشاره کرده و گفته بود که این مشاور در حین صحبت‌های روحانی همچون «کارگردانی» که مشغول ساخت یک فیلم سینمایی است به صورت مکرر «کات» می‌داد و ضمن ممانعت از ادامه ضبط با فریاد از روحانی می‌خواست که بدون توجه به سؤال مطرح شده با حرارت بیشتری به دولت قبلی و صدا و سیما حمله کند و در طول یک برنامه گفت گو محور حدودا 40 دقیقه‌ای بارها این حرکت از سوی این آقای مشاور تکرار شد . جالب اینجاست که وی برای جنجالی‌تر و هیجان انگیز‌تر شدن «فیلم» خود یک بار نیز از من خواست که به صحبت‌های روحانی اعتراض کنم و بحث را چالشی‌تر کنم اما من که از قصد و نیت وی از این اقدامات و حرکات نمایشی مطلع بودم به درخواست وی توجه نکردم.
دولتی‌ها در دوران 4 ساله مسئولیت خود هم بارها نشان دادند که اساس برنامه‌های خود را بر اقدامات نمایشی و به اصطلاح فیلم کردن مردم بنا گذاشته‌اند‌. هنوز یادداشت سایت خبرآنلاین، از جمله سایت‌های شاخص حامی دولت به قلم پیام فروتن، از یاد نرفته که وی در این یادداشت، ، توزیع تحقیر آمیز سبد کالا به آن شکل و شیوه صورت گرفته را اقدامی کاملا برنامه ریزی شده به کارگردانی حسن روحانی برای ارسال پیام به غرب ارزیابی و تاکید کرده بود که ارسال این پیام به تحقیر چند روزه بازیگران آن یعنی مردم ایران می‌ارزیده است.
در این یادداشت آمده بود : «در راستای توزیع سبد کالاهای اساسی به اقشار گوناگون مردم، حرف و حدیث‌های بسیاری گفته شد. چه از سوی رسانه‌های رسمی و چه در فضای مجازی. غالب این اظهار نظرات در راستای تخریب این عملکرد و شیوه اجرایی دولت بود. جالب آن که بسیاری از دوستان حامی روحانی نیز به انتقاد شدید اللحن از وی پرداختند. اما ...

جالب است که بسیاری از دوستان هنوز متوجه نشده‌اند روحانی تمام تمرکز خود را بر روی انرژی هسته ای، رفع مشکلات موجود آن و از همه مهمتر رفع تحریم‌ها و بهبود روابط ایران با غرب متمرکز کرده است... توزیع سبد کالاهای اساسی به مردم - با شیوه‌ای که انجام شد - نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیر قابل پیش‌بینی باشد. او دقیقا همین اتفاق - ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا - را پیش‌بینی می‌کرد و اصلا آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت. به عبارت دیگر روحانی به یک «نمایش داخلی» برای ارائه در «جشنواره‌های سیاسی خارجی» نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات وندی شرمن که گفته است: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیر جامعه‌اش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است. همان طور که روحانی قول داده بود، این پول قرار است در جهات دیگری مصرف نشود.» به هر حال این دقیقا همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا در میان مردم ایران داشته است. این که تحریم‌ها بر روی مردم ایران تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته. این که اوضاع اقتصادی مردم ایران نه تنها روبراه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند و این که از این به بعد و با گشایش هرچه بیشتر در مذاکرات هسته‌ای تمرکز نظام بر معیشت مردم خواهد بود».
این یادداشت همچنین افزوده بود: «پیام روحانی از خلال پرفورمنسی که کارگردانی و اجرا کرد، پیامی کاملا شفاف بود که راه را برای مذاکرات مثبت بعدی، بیش از پیش می‌گشاید. بی‌راه نیست که کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) نیز پس از آن به جمع مخالفان تحریم پیوست و استراتژی خود را تغییر داد. درست است که روش توزیع کالاهای اساسی چندان مناسب نبود؛ اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند می‌ارزید!»
به این موارد اضافه کنید اعتراف دیر هنگام مدیر مسئول روزنامه حامی دولت «شرق» درباره ماموریت روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب برای بزک برجام و در حقیقت به «بازی» گرفتن اعتماد مردم را .
آنها از اغراق به بهترین شکل استفاده کردند؛ هم در سیاه‌نمایی گذشته و عاقبت نرفتن به پای میز مذاکره و نتایج تحریم و هم در آرایش مذاکرات با غرب و دنیای پس از توافق.
مهدی رحمانیان در گفت‌وگویی به صراحت اعتراف کرده بود که وظیفه آنها بزک کردن توافق با آمریکا بوده است!
رحمانیان درباره چرایی مبالغه و در یک کلام بزک کردن برجام گفته بود: من مبالغه را قبول دارم. این مبالغه‌ها باید می‌شد به این خاطر که فضا خیلی فضای تنگ و ترشی بود، دولت باید در حقیقت این موضوع را قدری بزک می‌کرد که بتواند حرفش را به کرسی بنشاند.
حالا دوباره فصل تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است و این بار سناریونویسان پروژه فریب مردم در کمپین تبلیغاتی روحانی یک بازیگر مکمل نقش اول نیز اضافه کرده‌اند . بازیگری که مقابل دوربین می‌نشیند و سعی می‌کند قصه بگوید، بغض کند وهیجان بیافریند. اما نه صادقانه سخن بگوید نه دقیق.
برای بیت‌المال اشک بریزد اما از حکایت پاداش صدها میلیونی خود و شرکایش در شرکت سیمان تهران یا پاداش 200 میلیونی برادرش در بانک گردشگری دم نزند .
به‌کارگیری بازیگران مکمل در ژانرهای درام ، تراژیک ، معمائی و حتی اکشن از سوی مدعیان راستگویی و اخلاق برای فریب مردم نشانه آخرین تقلای کمپین تبلیغاتی روحانی برای ایستادگی در برابر موج «روحانی برو» است.
با این حال حتی حامیان دولت هم به این نتیجه رسیده‌اند که کارنامه خالی روحانی و تیم‌اش به قدری مردم را دلزده و سرخورده کرده که حتی این تلاش‌های تبلیغاتی هم نمی‌تواند مانع از سقوط دولت شود و آقای روحانی کم کم باید خود را برای شنیدن عبارت «رئیس‌جمهور سابق» آماده کند.


 ٩:۱٢ ‎ق.ظ    شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

فرمان سانسور خبری رزمایش‌ها و زندانی کردن ماهواره‌بر ایرانی از کجا صادر شد؟!

سردار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران روز پنجشنبه گذشته طی سخنانی در همایش هیات فرزندان شهدای اسلام با اشاره به راهبرد خاص برخی مسئولان و نحوه نگرش کسانی در دولت به آمریکا گفته است:

«امروز آمریکا و انگلیس و فرانسه در خلیج فارس رزمایش برقرار می‌کنند و رسانه‌ها آن را پوشش می‌دهند اما ما می‌ترسیم رزمایش‌های‌مان را رسانه‌ای کنیم و هیچ اعتراضی هم نمی‌کنیم.»

او افزوده است: برای ما تردیدآمیز است که موشک ماهواره‌بر که دارای اهداف غیرنظامی بوده و آماده پرتاب است، با تشر آمریکا به انبار برود. تا کی باید باج دهیم و کوتاه بیاییم؟

به گزارش فارس، سردار حاجی زاده گفته است: اگر ما بخواهیم به دستورات برخی از خواص که به گل نشسته‌اند عمل کنیم روز به روز وضعیت‌مان خراب‌تر می‌شود.

*جریان مورد اشاره‌ی سردار حاجی‌زاده سوابق فراوانی دارد و به راحتی قابل شناسایی است...

چه اینکه افکار عمومی به وضوح به یاد دارند که همین جریان چند سال قبل چگونه با نصب بیلبوردهای «مرگ بر آمریکا» و «شمر زمانه‌ات را بشناس» در سطح معابر تهران و کلان‌شهرهای ایران مخالف کرد و در رسانه‌های خود نیز صراحتاً اصرار داشت که این کار سنگ‌اندازی در مسیر سیاست‌های دولت و صعب‌سازی معیشت مردم است!

جریان فوق‌الذکر همچنین در ماجرای «محور مقاومت» و «شهدای مدافع حرم» نه تنها هیچ حمایت چشم‌گیری از این مقولات انجام نمی‌دهد بلکه یکی از چهره‌های آن نیز زمانی در گفت‌وگو با یک رسانه خارجی تلویحاً خواستار خروج حزب‌ا... از سوریه شد.

چهره‌های این جریان در ماجرای متهم سازی دولت سوریه به استفاده از سلاح شیمیایی علیه شهروندان این کشور نیز به جای جانبداری از حقیقت و تقویت محور مقاومت؛ یا این اتهام را تأیید کردند و یا در مجامع جهانی از این گفتند که استفاده از سلاح شیمیایی خیلی بد است!

رفتارهای آنها حتی در مقطعی به انکار نیاز کشور به موشک‌های پیشرفته هم رسید که این مسئله از سوی مقام معظم رهبری به مثابه «خیانت» معرفی شد.

کسانی از گروه اشاره شده حتی صراحتاً از رزمایش‌های موشکی کشور نیز انتقاد کرده‌اند...

پیش از این، «علی مطهری» نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس، طی اظهاراتی رزمایش‌های موشکی کشور را «کم عقلی» خطاب کرده بود.

در کنار او اصلاح‌طلبان دیگری نظیر «حمیدرضا جلایی‌پور» و «حسین موسویان» نیز انتقاداتی را از رزمایش‌های موشکی کشور برای دفاع از ایران اسلامی، روا داشته‌اند.

اینکه فرجام فعالیت‌های جریان فوق‌الذکر به کجا ختم می‌شود هنوز مشخص نیست اما بدیهیست که مخالفت آنها با توانمندی‌های دفاعی کشور و اظهار ضعف مداومی که از خود نشان می‌دهند؛ احتمال ارتکاب دشمن به حماقت نظامی علیه کشور را افزایش داده است.


 ۸:٢٢ ‎ق.ظ    یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥

نامه ای دیگر از برادرعزیزم طلبه فاضل جناب آقای خیرالله فریدی


 ٦:۳۳ ‎ق.ظ    چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥




تمامی حقوق این وبلاگ برای شهیدان کرمیمحفوظ است.