شهیدان کرمی

شرح زندگی،خاطرات وعکس های شهیدان زمان واحمدرضا کرمی

بزرگ مرد تاريخ

 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

تدارکات
 
جستجو گر گوگل


ای عشق بیا و بازم از راه ببر

از راه به سرمنزل دلخواه ببر

بی‌تاب به دیدن امین می‌رفتم

گل گفت مرا نیز به همراه ببر


پاییز رسید و شهر خوش‌رنگ شده ست

دور از تو ولی کمی بدآهنگ شده ست

با گل به ملاقات تو آمد دل من

گل نیز دلش برای تو تنگ شده ست

ای غیرت آبدیده! برخواهی خواست

محکم عین عقیده برخواهی خواست

چشمان تو آیینه صبح و سحرند

بیدارتر از سپیده برخواهی خواست



   نوشته شده در شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



بخشهایی ازپیام مهم سردارسرلشکرحاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به مقاومت فلسطین:
 
  
در زمان مناسب جام خشم و غضب خود را برسرصهیونیست‌ها خالی خواهیم کرد.
 
درود بر گردان‌های القسام (شاخه نظامی حماس) و سرایا القدس (شاخه نظامی جهاد اسلامی) و ابوعلی مصطفی و الناصر صلاح الدین و شهداء الاقصی.. درود بر سرداران مقاومت که در مقابل فشارها عقب‌نمی‌نشینند.
 

صحنه‌های دردناک در فلسطین قلب ما را به درد می‌آورد و در سینه خود حزن شدید که همراه با غیظ و غضب است احساس می‌کنیم.
 
برای دفاع ازانسانیت و اسلامی که هم اکنون درفلسطین آن رامی توان دیدسلاح و خون و کرامت را توصیه می‌کنیم.
 
لعنت خدا برهمه ظالمانی که از این رژیم حمایت کرده و می‌کنند.
 
لعنت خدابرهرکسی که حزن شما و درد و رنج شما را می‌بیندوباسکوتش اجازه می‌دهد که شماکشته شوید.
 
لعنت خدابرهرکس که راه های امدادرسانی را به روی شمابست وباصهیونیستهادر جنایت هایشان شریک شد.

لعنت خدابرهرکس که اندوه شما وتلخکامی تان را می بیندوباسکوت بزدلانه اجازه قتل ملت مظلومتان را می دهد.

تمام جهان بداند که خلع سلاح مقاومت، جوسازی باطلی است؛ وهمی است که محقق نمی شود؛ رویاهایی که در بیداری تعبیر نمی شوند و آرزوهایی که به گورها برده خواهند شد.

مادرمحضر خدای عزوجل، باشهدا عهد می‌بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم.

ما تأکید می کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالابردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست برنخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.

به همه یادآوری می کنیم که ما عاشقان شهادتیم و شهادت در راه فلسطین و در مسیر قدس، آرزویی برای هر مسلمان شریف است و بلکه آزادگان به این امر افتخار می‌کنند.

در این لحظه مهم در تاریخ امت مان، می گوییم و همه براداران را توصیه می کنیم که تفنگ و سلاح و خون و کرامت خود را در دفاع از انسانیت و اسلام که در فلسطین خلاصه شده است، به کار گیرند؛ به جای اینکه با یکدیگر بجنگند، جنگی که دشمنان را شاد می کند و توان ها (در جبهه خودی) را می‌زداید.

وحدت برای فلسطین، دشمنان را دچار وحشت و تمام جهان را برای غاصبان آن ناامن می‌کند.

سربلندی،اعتلا،پیروزی وتوفیق الهی برای همه زنان ومردان مجاهدومقاوم وشجاع وصبور در راه فلسطین عزیز آرزو دارم.

واقتلوهم من حیث ثقفتموهم وأخرجوهم من حیث أخرجوکم (البقرة 191).

قاتلوهم یعذبهم الله بأیدیکم ویخزهم وینصرکم علیهم ویشف صدور قوم مؤمنین(التوبة 14)...


   نوشته شده در جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین زاشک سارا

سارا لباس پوشید، با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه ، دارا به روی مین شد

چندین هزار دارا، بسته به سر، سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و دربند

سارای دیگری در، مهران شده شهیده
دارا کجاست؟ او در، اروند آرمیده

دوخته هزار سارا چشمی به حلقه ی در
ازیک طرف و دیگر چشمی به خون دل، تر

سارا سؤال می کرد، دارا کجاست اکنون؟
دیدند شعله ها را درسنگرش به مجنون

خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش و جسمش، مفقود در زمین است

در آن زمانه رفتند، صدها هزار دارا
دراین زمانه گشتند ده ها هزار «دارا»

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند
دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد
در این زمانه ناگه،‌ چادر«لباس جین» شد

با چفیه ای که گلگون ازخون صد چو داراست
سارا خود‌ ازبرای، ‌جلب نظر بیاراست

دارا و گوشواره،‌ حقا که شرم دارد
در دست هایش امروز، او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان، دشمن زخانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آن ها به جبهه رفتند، اینها شدند طلبکار

ابوالفضل سپهر



   نوشته شده در پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 





   نوشته شده در شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



شفیع‌خانی(پادگان گمنامان)پرازخاطره‌ها و آرامش‌بخش روزگار دل تنگی‌ها

روز وصل دوستداران یادباد       یادبادآن روزگاران یادباد

شفیع خانی پادگانی در نزدیکی دوکوهه نام آشنای همه  لرستان است. ردپای اکثرشهیدان لرستان را می­توانی درپادگان شفیع خانی پیداکنی شفیع خانی قطعهای ازخاک کربلا است، چرا که قدمگاه بسیاری ازشهداست، چرا که باید از اینجا محرم می شدند و با معدل بالابه معیادگاه شهادت می رفتند(شهید محمدشفیع خانی  از دانشجویان مخلص تهرانی بود که برای اجرای طرح خدماتی بهداشتی به همراه همسرش به خرم‌آباد سفر کرد، وی مدتی در این شهر خدمت کرد و سپس مجذوب سپاه شد، بعدازمدتی مسئول ستاد تیپ 57 لرستان شد و سرانجام در عملیات «والفجر6» به شهادت رسید و نام زیبایش شد پادگان بچه های لرستان) وتا آخرجنگ این پادگان بعنوان اختصاصی ترین پادگان لشکر57شاهدرفت و آمد رزمندگانی بود که جهت آموزش و باشگاه تربیت نفس مورد استفاد قرار گرفت. در این محل گردان هرشهر درقسمتی برای خود چادرهایی بناکرده بود وگوشه به گوشه اش خاطرات زیادی را در سینه رزمندگان لرستان بجای گذاشته است چشم بسیجی، هنوز  آنقدر معرفت دارد که وقتی، از دور، چشمش به سوله های شفیع خانی می افتد، گرم گریه شود هنوز هر رزمنده با خانواده که قصد زیارتگاه شلمچه را دارد ابتد ا به عیادت شفیع خانی می رود گرچه شفیع خانی بسیار پیر وضعیف و رنجور است ولی بازمی تواندبه فرزندان ما راه ورسم جوانمردی و بزرگی و شیردلی را بیاموزد چرا که هنوز بوی تکبیر و صلوات و صدای رژه و پای جندالله در آنجا بگوش می رسد.

... عشق به  شفیع خانی، عشق به خدا و شهداست عشق به امام و خوبیهاست.  شفیع خانی تمثیلی از عاشقی است. اولین پله نردبان شهادت. شفیع خانی، یکی از  سربندهای سرخ، بر پیشانی خاک جبهه است. شفیع خانی فقط یک پادگان، همراه با چندسوله نبود؛ پایتخت معنوی هزاران هزار بسیجی جانباز سردار و رزمنده و آشیانه پرستوهای بی نام و نشان است. شفیع خانی خاکی است پر از ستاره...

این سوله های خالی هر کدام حکایتی هستند برای خودشان. گوش ات را روی دیوار هر کدام که بگذاری، صدایی می­شنوی. صدای دعاونمازوگریه مناجات و تمرین عشق به خدا، خیلی از گردانها و واحدهای لشکر57 در این پادگان متولد شدند و قدکشیدند و بعد درمیان خون و آتش محو شدندو درآغوش مولایشان حسین آرام گرفتند.

در این پادگان  همه لرستانی بودند، خرم آبادی، پلدختری، بروجردی، الشتری، الیگودرزی، ازنایی، دورودی، کوهدشتی در راز و نیاز حسینیه مرکزی، در زورخانه ورزشی و درکلاس درس پادگان در ورزش صبحگاهی در شعارها و رجزها لهجه ها و گویشهای خاص و مختلف هرشهر را می شنیدی ... یه مالکه ؟؟(یعنی اینجا گردان مالک اشتره)

تابلوی گردانها را در میدان صبح گاه دیگر نمی بینی، گردان انبیا، گردان کمیل، گردان مالک، گردان ابوذر، گردان ثارالله، گردان محرم ... اینجا همه شیطنت می­کردند،پوتین به پا و اسلحه بر دوش، سربه سر هم می­گذاشتند، شور و حال داشتند. به خوبی می دانستند که بعد از عملیات، خیلی­هایشان پرنده می‌شوند، بچه­ها می­گردند تا برای سفر آسمانی­شان، همسفر پیدا کنند.

اکنون در این روزهای تنهایی جایی مغمومتر از آن نمییابی. دلش برای شهدا تنگ شده است و در انتظار قیامت است.

یاد پادگان شفیع خانی پر خاطره باد چرا که  پادگان شفیع خانی از بسیجیها روح گرفته روحی جاودانه...

یاد صبحگاه شفیع خانی بخیر    یاد شب های حنابندان بخیر

 جانبازسرافراز صفدرلک (حاج احمد)



   نوشته شده در شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



باتو آن عهد که بستیم خدا می داند
بی تو، پیمان نشکستیم، خدا می داند
باتو، سرلوحه ی انصاف گشودیم به عدل
بی تو، دیباچه نبستیم، خدا می داند
باتو، هر بند گره گیر گشودیم زدست
بی تو، از پا ننشستیم، خدا می داند
باتو، بستیم به هم سلسله ی صبر و ثبات
بی تو، هرگز نگسستیم، خدا می داند
باتو، در میکده خوردیم می از جام ولا
بی تو، با یاد تو مستیم، خدا می داند
باتو، بودیم و نهادیم به فرمان تو سر
بی تو، در راه تو هستیم، خدا می داند
باتو، از دامگه حادثه جستیم و کنون
بی تو، سر بر سر دستیم، خدا می داند
حالی ای روح خدا، لطف خدا یاور ماست
پرتو روی نبی، پورعلی، رهبر ماست

استاد مشفق کاشانی



   نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



شما جانبازان به معناى واقعى کلمه «شهید» هستید.(امام خامنه ای)

سمت راست جانبازسرفراز آقامرتضی رضیعی

جانبازان، یادگاران روزهای عشق و حماسه اند؛ خاطرات مجسّم سال هایی که درهای آسمان به روی عاشقان باز بود و فرشتگان در آسمانِ زمین گرم گلچینی بودند.
روز جانباز مبارک باد.



   نوشته شده در دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 



جانبازان جزو بندگان محبوب خدا هستند. (امام خامنه ای)

سمت چپ جانباز سرفراز مرتضی رضیعی(لشکر 57 ابوالفضل علیه السلام-گردان مالک اشتر)

سالهاست برادرعزیزم آقامرتضی رو ندیدم اماکمتر روزی است که به فکر ایشان نباشم.

ایشان درعملیات کربلای 5 جانبازشدند.



   نوشته شده در دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳  توسط علیرضاکرمی 







آخرين مطالب


مقام معظم رهبري

یامهدی ادرکنی
 
 
موقعیت شهیدان
 
 
دیده بان
 
آمار سايت